14.2.03



جيمز جويس و 'چهره مرد هنرمند در جوانی'

ترجمه چهره مرد هنرمند در جوانی اثر جيمز جويس نويسنده نامدار ايرلندی که به وسيله منوچهر بديعی به فارسی برگردانده شده، با حضور مترجم و چند تن از صاحب نظران در دفتر «کتاب ماه ادبيات و فلسفه» به نقد و بررسی گذاشته شد.

در ابتدای جلسه منوچهر بديعی ضمن اشاره به اينکه نوشتن اين اثر ده سال طول کشيده درباره چگونگی نگارش آن گفت: جويس در سال 1904 در سن بيست و دو سالگی مقاله داستانی با عنوان چهره مرد هنرمند می نويسد اما کسی حاضر به انتشار آن نمی شود. پس از آن شروع به نگارش يادداشت هايی در حدود هزار صفحه می کند که عنوانش را قهرمان استيون می گذارد. اما مدتی بعد، آنها را آتش می زند و از آن هزار صفحه، تنها دويست صفحه توسط خواهرش از آتش بيرون آورده می شود. قهرمان استيون يادداشتی شخصی و خانوادگی است که مبنای اين اثر قرار گرفته است.

منوچهر بديعی که معتقد است چهره مرد هنرمند در جوانی نمونه دقيق رئاليسم است، آنگاه به مشخصات اثر رئاليستی پرداخت و گفت اثر رئاليستی نمی تواند اتو بيوگرافيک نباشد. رئاليسم نه شرح عالم بيرون است که فقط گزارش باشد و به مرحله کار ادبی و هنری نرسد و نه شرح مطلق عالم درون و ذهنيات است که يادداشت های خصوصی است. در واقع رئاليسم شرح رابطه بين ذهن انسان و عالم خارج محسوب می شود. جويس در بخش نهم رمان اوليس ضمن مباحثه پر شوری که در کتابخانه ملی دوبلين روی می دهد، هر اثر ادبی حتا نمايشنامه شبه تاريخی هملت را زندگينامه خودنوشت پديد آورنده اثر می داند.

بديعی در ادامه گفت هنرمند مانند هر انسان ديگری در موقعيت ها متولد می شود. جويس نيز در موقعيتی ميان دين مسيح، فرهنگ يونانی، زبان انگليسی و نوعی ناسيوناليسم ناشی از استعمار تولد يافت. بنابراين با اين واقعيت ها رابطه برقرار کرد که حاصل آن چهره مرد هنرمند در جوانی است.

وی گفت: «درباره جايگاه جويس در مدرنيسم هر چه بگوييم کم است زيرا جويس نه فقط رمان مدرن نوشت بلکه رمان مدرنيستی نيز نوشت. رمان مدرن امروز هم نوشته می شود. رمانی که به سبک و سياق چهره مرد هنرمند در جوانی نوشته شده باشد، رمان مدرن است، اما وقتی از رمان مدرنيستی صحبت می شود منظور جريان خود آگاهی است که اين طرز نگارش را در ادبيات باب کرده است. جای هيچ ترديدی نيست که جويس جزو يکی از نخستين افرادی بود که به روش هايی روی آورد که شايد امروزه پيش پا افتاده و دير آشنا به نظر بيايد اما در زمانه خود بسيار انقلابی بود».

حسين پاينده در ادامه با توجه به اينکه نام خانوادگی استيون، ددالوس است، اسطوره يونانی ددالوس را به ياد حاضران آورد که هزار تويی برای پادشاه می سازد اما خود در آن گرفتار می شود و برای رهايی از اين وضع همراه پسرش ايکاروس، بال هايی از موم می سازد و پرواز می کند. پاينده گفت که دليل تلميح به اين اسطوره اين است که رمان اساسا شرح زندگی فردی است که خود و توانايی هنرمندانه اش را در می يابد و تشخيص می دهد که متبلور شدن آن توانايی ها در گرو اين است که از تنگ نظری های ناسيوناليستی، فرهنگی، شبه دينی و خانوادگی فراتر برود؛ درست مانند ددالوس اسطوره ای که خودش را از هزار تو می رهاند تا به آفرينش ادامه دهد.

پاينده گفت تاريخ ايرلند عصر جديد پس زمينه تمام وقايع اين رمان است کما اينکه عنصر مسيحيت و بطور اخص کاتوليسيسم از شالوده های طرح اين اثر است. هر چند به نظر می رسد رمان رابطه اش را با واقعيت قطع نکرده و اشارات نويسنده به رخدادهای تاريخی و شخصيت های واقعی اين ارتباط را به ما نشان می دهد اما کاری که جويس در اين رمان کرده اين است که عناصری از واقعيت را گرفته و آنها را با مايه هايی از تخيل درهم آميخته است. در نتيجه رمان او به هيچ وجه رمان تاريخی نيست اگرچه اشارات بسيار به تاريخ معاصر ايرلند دارد.

وی سپس به تشابهاتی اشاره کرد که ميان تکنيک های مدرنيستی جويس در اين اثر با تکنيک های فيلم مدرن وجود دارد: « برش در تدوين فيلم قطع ناگهانی يک صحنه و ادامه يافتن آن با صحنه ای ديگر است. اين اتفاق به کرات در رمان جويس رخ می دهد. جايی که خواننده انتظار دارد گفت و گويی ادامه يابد، ناگهان قطع می شود و از مکانی ديگر سر در می آورد. ديگر محو تدريجی است که زمانی است که صحنه ای آرام آرام از مقابل چشم تماشاگر محو می شود. از اين تکنيک نيز جويس بسيار بهره برده است.»

به گفته حسين پاينده، تکنيک برهم نمايی نيز نشان دادن دو صحنه در دو مکان مختلف است که اتفاق در آن به صورت موازی پيش می رود. اين اتفاق در رمان جويس هر جا که به سيلان ذهن متوسل می شود روی می دهد. مهمترين تکنيک سينمايی جويس کانونی کردن است يعنی توجه دوربين به شخصيت اصلی که ناخودآگاه يا خودآگاه توجه تماشاگر را معطوف به او می کند. کانونی کردن، تکنيک اصلی جويس در تمام صفحات کتاب است.»

ترجمه های ديگر جويس

از جيمز جويس نويسنده نامدار ايرلندی تنها دو اثر به زبان فارسی منتشر شده است: دوبلينی ها و چهره مرد هنرمند در جوانی .

دوبلينی ها را دو تن بطور جداگانه ترجمه کرده اند. پرويز داريوش و محمد علی صفريان. هر دو ترجمه نيز چاپ و منتشر شده است. با اين تفاوت که ترجمه صفريان، ترجمه چند نقد درباره جويس از صالح حسينی ضميمه دارد. هر دو ترجمه دوبلينی ها سال ها پيش منتشر شده و مترجمان هر دو اثر درگذشته اند.

اما چهره مرد هنرمند در جوانی به ترجمه منوچهر بديعی، سال پيش توسط انتشارات نيلوفر منتشر شد. شايد اين نکته نيز گفتنی است که اوليس اثر مشهور جويس حدود ده سال پيش توسط منوچهر بديعی ترجمه شده ولی تا کنون مجوز انتشار دريافت نکرده است.

نيز بايد گفت که نخستين اثر جويس که به زبان فارسی ترجمه شد، داستان کوتاه يک حادثه دردناک بود که در مجله « سخن » انتشار يافت. اين داستان کوتاه توسط صفدر تقی زاده و محمد علی صفريان ترجمه شده بود و بعدها در کتاب مرگ در جنگل نيز تجديد چاپ شد.


مترجم کتاب درباره عيب و اشکالی که به اين اثر وارد است گفت: از ديد من خاتمه يافتن اين اثر با يادداشت های خصوصی استيون ددالوس پايان بدی است. تفاوت بزرگی که بين رمان و رمانس وجود دارد، اين است که رمان نويس سفره ای را که چيده می تواند جمع کند اما در رمانس وضعيت به اين صورت نيست و نويسنده می تواند پايان را رها کند. اين کتاب با يادداشت ها خاتمه می يابد و چنين به نظر می رسد که سفره ای که چيده شده به خوبی برچيده نمی شود.

پس از بديعی، صالح حسينی که خود از مترجمان مشهور ايران است، به وسعت واژگانی کتاب و معادل گذاری اصطلاحات، عبارات و مفردات کلامی در ترجمه اين اثر پرداخت و با ذکر نمونه هايی چون زغال افسرده، تاريکی پر پيچ و خم، اشک تزوير، نفخه صور، خيال نشاط و... منوچهر بديعی را به عنوان يکی از مترجمان طراز اول ايران معرفی کرد.

صالح حسينی گفت اين رمان با عبارت روزی بود و روزگاری بود شروع می شود که نشانه قصه گفتن است. پس از آن کودکی روی جاده راه می رود و نخستين کسی که به جا می آورد پدرش است. جاده قصه تبديل به جاده ای می شود که آدمی به نام « بتی برن» بر آن راه می رود و بادام قندی ليمويی می فروشد. بعد او ترانه ای می آموزد که به نظر می رسد جاده ( road) در اينجا هم به معنای سنت است و هم در انتها به نوعی مسير آزادی را نشان می دهد.




6.2.03

شايد خبر اهداي جوايز كتاب سال را شنيده ايد. در رمان فارسي خانم زويا پيرزاد با كتاب « چراغها را من خاموش

مي كنم) برنده شد و در رشته ترجمه از زبان خارجي ( رمان) ،جايزه به منوچهر بديعي براي ترجمه اش از چهره مرد هنر مند در جوا ني اهدا شد. داستان خانم پيرزاد كه در دو سال به چاپ پنجم رسيده واقعا خواندني و روان است. موضوع زندگي عده اي از كارمندان شركت نفت در قبل از انقلاب در آبادان است.

رمان چهره هنر مند در جواني نوشته جيمز جويس نيز كه مي دانبد حكايت خود جيمز جويس از دوران كودكي و نوجواتني اش در اير لند است. اگر به ياد داشته با شيد در مترجم شماره 34 بخشي از اين تر جمه را با اصل آن منتشر كرديم. از شما چه پنهان اخيرا هم در صحبتي كه با آقاي خزاعي فر درباره تر جمه اين كتاب داشتم ، ديدم كه دكتر از ترجمه اين كتاب خيلي تعريف كرد و گفت كه اقاي بديعي براي ترجمه آن زحمت زيادي كشيده است.

خوب ما به سهم خود اين موفقيت را به ايشان تبريك مي گوييم و اميدورايم كه بالاخره وزارت ارشاد بعد از سالها اجازه اتنشار رمان يو ليسس را هم به ناشر ايشان ( نيلوفر) بدهد. راستي اصل اين يو ليسس را خواندهايد. باور كنيد ترجمه چنين كتابي دل شير مي خواهد. مي گوييد نه بفرماييد اين چند خط را محض دست گرمي تر جمه كنيد:
O sweety all your little girlwhite up I saw made me do love sticky we two naughty Grave darling she him half the bed met him pike hoses frillies for Raoul to perfume your wife black hair under embon senorita young eyes Mulvey years dreams return tail end Agendath swoony lovey showed me her next year in drawers return next in her next her next.

p.364-Oxford University Press, 1993



اين گوي و اين ميدان .

5.2.03

بالاخره بعد از تاخير هاي بسيار شماره 36 مترجم ، بهار و تابستان 1381 در 128 صفحه به قيمت 700 تومان منتشر شد.


در اين شماره اين مقالات را مي خوانيد:


- روانشناسي لفظ گرايي علي خزاعي فر
- محدوديتهاي ترجمه داگلاس رابينسون/ عبد الله كوثري

- گفت و گو با سروش حبيبي رحيم رحيم زاده

- كارگاه ترجمه(19) درباره ترجمه انگليسي رمان بوف كور كريم امامي

- بررسي نظريه ترير در تر جمه جليل ا لله فاروقي

- استعمار و ترجمه محمد علي مختاري اردكا ني

- يك متن و چهار مترچم مهدي افشار

- ترجمه، فرامتن و روايت شناسي افسانه امير معز

- نگاهي به برخي آثار ترجمه شده به فارسي: خطاها و لغزشها دكتر بهروز عزبد فتري

- ساخت بدل و تر جمه آن مجيد با غيني پور

- دو تعريف از سبك حسن لاهوتي
- ترجمه مي كنم، پس زنده ام هوارد گولد بلات/ اعضم استاجي

- ترجمه و ويرايش(6) حسن لاهوتي

- يادداشتهاي يك مترجم اسماعيل حداديان مقدم

- از گوشه و كنار اسماعيل حداديان مقدم

- نمونه ترجمه: گفتارها ترجمه محمد حسن لطفي

- -دفاع از ترجمه دكتر محمد حسين جواري





خوب اميدوارم كه مشتر كان ظرف 10 روز آينده و غير مشتر كان ظرف 15 روز آينده بتوانند شماره جديد را دريافت دارند.


منتظر شنيدن نظرات شما درباره شماره جديد هستم.

2.2.03

ميزگرد بررسي "ترجمه‌ي فيلم در تلويزيون " برگزار شد
For best view : View/encoding/arabic windows

به منظور بررسي جايگاه كمي و كيفي ترجمه‌هاي فيلم‌ها ،مجموعه‌ها و برنامه‌هاي صدا و سيما ،ميزگردي با حضور اعضاي "شوراي نظارت برترجمه" اين سازمان در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) برگزار شد.

اعضاي اين شورا به ترتيب عبارتند از: رئيس شورا: مهندس حسين شايگان، سرگروه بخش مستند: حسين دانشور، سرگروه بخش داستاني: حميدرضا راهي، سرگروه بخش كودك: رويا گذشتي، سرگروه بخش ايتاليايي: اعظم‌السادات علوي، سرگروه بخش فرانسه: مهرجو، سرگروه بخش آلماني: نغمه حسيني. به گزارش خبرنگار سرويس راديو و تلويزيون ايسنا، شايگان درباره تاريخچه ترجمه فيلم در صداو سيما گفت: فيلم‌ها معمولا با صداي اصلي كه مربوط به كشور توليد كننده‌ فيلم است به واحد دوبلاژ مي‌رسد در برخي از كشورها فيلم‌ها دوبله نمي‌شده و با زيرنويس و صداي اصلي فيلم پخش مي‌شوند. در كشور ما دوبله‌ي فيلم از دهه‌ي سي شروع شد. وي درباره مراحل دوبله فيلم گفت: اولين مرحله در دوبله فيلم ترجمه است. شخصي به عنوان مدير دوبلاژ اين ترجمه را با متن اصلي فيلم تنظيم مي‌كند. سيلاب شماري، تدوين و تنظيم ديالوگ‌ها و انتخاب گوينده بر عهده مدير دوبلاژ است. بعد فيلم براي صدابرداري و انجام امور فني آماده مي‌شود. شايگان درباره مراحل فني كه اجرا مي‌شود، گفت: صدابرداري و كارهاي فني جديدا تغيير كرده است.زماني فيلم‌ها را به صورت 35 و 16 ميلي‌متري به استوديوهاي مختلف مي‌آوردند و نحوه كار متفاوت بود ولي امروزه اكثر فيلم‌ها به صورت نوارهاي ويدئويي مي‌آيند. وي دوبله خوب را منوط به ترجمه خوب دانست و گفت: براي اينكه دوبله خوبي داشته باشيم قبل از هر چيز بايد يك ترجمه خوب داشت. متاسفانه از ابتدا به اين كار جدي نگاه نشده وكار ضابطه‌مندي نبوده است. هر استوديويي براي خود يك مترجم داشت و در تلويزيون هم عده‌اي به كار ترجمه مشغول بودند. شايگان در ادامه گفت: در اواخر دهه 40 و اوايل دهه 50 تلويزيون خود دوبله بخش عمده فيلم‌ها را توسط بخش خصوصي انجام مي‌داد. استوديو‌هاي بخش خصوصي هم هم بيشتر دنبال اين بودند كه كار ترجمه برايشان ارزان تمام شود. در نتيجه بسياري از فيلم‌هاي خوب، قرباني ترجمه‌هاي بد شدند.

رئيس شوراي نظارت بر ترجمه گفت: به تدريج كارها زيادتر شدند و جايگاه خاصي هم براي تربيت مترجم وجود نداشت. در دهه‌ي 50 هر ماه حدود 200 تا 300 ساعت فيلم براي تلويزيون و قريب 25 فيلم سينمايي در استوديوها براي سينماها دوبله و به ندرت به تعداد مترجم‌ها اضافه مي‌شد. پس به تدريج كارها سرعت بيشتري گرفت و طبيعتا از كيفيت كار تا حدي كاسته شد. ضمن اينكه از ابتداي كار دوبله هيچگاه مرجعي وجود نداشته است تا صلاحيت و توانايي مترجم‌هاي فيلم را تاييد نمايد. همانطور كه اين كار در مورد كساني هم كه اقدام به ترجمه كتاب مي‌كنند انجام نمي‌شود. شايگان درباره علت تشكيل اين شورا گفت: چند سالي است كه حجم كار در تلويزيون افزايش يافته و به تبع آن نفرات جديد وارد كار ترجمه‌ي فيلم شده‌اند. در يك مقطع تعداد مترجم‌هايي كه با سازمان همكاري داشتند به دويست نفر نزديك مي‌شد انتخاب اين مترجم‌ها نيز بدون ضابطه بوده بنابراين اشتباهات فاحش بعضا در فيلم‌ها مشاهده مي‌گرديد بر اين اساس مديريت امور دوبلاژ سيما و آقاي كدخدازاده در اواخر سال 1380 از برخي از مترجم‌هاي باسابقه دعوت به عمل آوردند تا در جهت ارتقاي كيفي دوبله در سيما، تدابيري انديشيده شود و بدنبال آن اقاي سيد حسيني مدير توليد امور دوبلاژ سيما، مقدمات تشكيل شوراي ترجمه فيلم را فراهم نمودند. رييس شوراي ترجمه‌ي دستمزد مترجم‌هاي خوب را در سيما متناسب با روند تورم و هزينه‌هاي زندگي ندانسته و بيان داشت: مسئله‌اي كه باعث شده مترجم‌هاي تواناتر جذب اين حرفه نشوند دستمزد نامتناسب بوده و كساني هم كه از گذشته در اين كار بوده‌اند يا جذب شغل ديگري شده‌اند يا به طريقي تحمل نموده‌اند. شورا ضمن نظارت بر كيفيت ترجمه‌ها اين مسئله را نيز مورد بررسي قرار داده و با همكاري مسوولان دوبلاژ سيما اقدام به تهيه‌ي طرحي در جهت ترميم دستمزدهاي ترجمه فيلم نموده است تا شايد در آينده نيروهاي توانمندتر با واحد دوبلاژ همكاري نمايند. شايگان ديد جاري برخي افراد برون سازماني را در گذشته مشكلي بر سر راه ترجمه‌ي فيلم خواند و گفت: بخش خصوصي هميشه سعي داشته كار ترجمه با حداقل هزينه انجام شود و در اين رهگذر گاه فيلم‌هاي مطرح سينما به خاطر ترجمه‌ي ضعيف از دوبله‌اي خوب محروم مانده‌اند.

به گزارش ايسنا،حسين دانشور سر گروه بخش مستند، درباره‌ي سانسور يا ويرايش فيلم‌ها و سريال‌ها اظهار داشت: سانسور موضوعات سياسي، اخلاقي و اجتماعي را دربرگيرد. مسئله اين است كه وقتي مي‌خواهيم به كلي در اختيار عموم قرار دهيم. بايد حد و مرزي وجود داشته باشد و اين در همه جاي دنيا مرسوم است بايد ضوابطي وجود داشته باشد تا براساس آن بگوييم صلاح است مردم اين را ببينند يا بشنوند و صلاح نيست اين را بداند. البته اين موضوع گاه جنبه‌ي سليقه‌اي به خود مي‌گيرد. وي درباره سانسور در موضوعات مستند گفت فيلم‌هايي كه صحنه‌هاي نامناسب داشته باشند به لحاظ مستند بودن قابل حذف نبوده و گاه از دوبله و نمايش آن خودداري مي‌شود متن ترجمه‌ي فيلم‌ها نيز توسط ويراستارهاي شبكه مربوطه بررسي شده ولي در گفتار آنها مسايلي وجود دارد در اين مورد، به عنوان مترجم وظيفه داريم امانت در ترجمه را رعايت كنيم ولي در حاشيه توضيح مي‌دهيم كه در اين جا چنين مسئله‌اي وجود دارد و گاهي نيز اجبارا خود تغييري در ترجمه مي‌دهيم تا شخص غيرمتخصص اقدام به اين كار ننمايد چون مترجم مي‌داند كلمه يا جمله مورد نظر را چگونه تغيير دهد كه مضمون فيلم تغيير نكند. وي در ادامه گفت: آنچه كه در دوبله فيلم به غلط سانسور ناميده مي‌شود متناسب سازي مطالب با شرايط است و افراد مختلفي در اين زمينه فعال هستند از كساني كه مسوول انتخاب و خريد فيلم هستند مترجم ويراستار مدير دوبلاژ و نهايتا پخش.

شايگان درباره‌ي امانت داري در ترجمه كه همواره در اين كار مطرح بوده گفت: سواي امانت داري، امانت را هم بايد در نظر گرفت فيلم چه چيزي به امانت به شما سپرده شده بله در تئوري بايد عين ساخته سناريست و كارگردان به زبان فارسي برگردانده شود. ولي ما هم يك سري محدوديت‌هاي اجتماعي داريم. وي درباره‌ي محدوديت‌هاي موجود گفت: در جمهوري اسلامي پخش بعضي چيزها از آنتن سراسري مجاز نيست. خود ما هم قبول داريم و دوست نداريم همه چيز به صرف امانت داري از شبكه‌ها پخش شود سانسور در همه جاي دنيا باندازه‌هاي متفاوت وجود دارد حتي در كشوري مثل سوئد كه ادعا مي شود سانسور وجود ندارد صحنه‌هاي از فيلمي چون "سرباز آبي" را براي نمايش عمومي حذف كردند. شايگان اضافه كرد: بايد مسايل ا جتماعي، فرهنگي و اعتقادي‌مان را در نظر بگيريم و قبول كنيم كه در كشور ما اقشار مختلفي وجود دارند و جلب رضايت همه آنها امريست مشكل و طبيعي است مطالب و تصاويري كه مغايرت با شئونات فرهنگي اجتماعي ما دادند نبايد از شبكه‌هاي عمومي پخش شوند.

دانشور در ادامه گفت: گاهي واقعه‌اي در يك كشور رخ مي‌دهد در اين حالت ما بايد عين واقعه را نقل كنيم و نبايد تغييري در كار باشد. ولي در فيلم‌ها ما گاهي ناچاريم به تناسب نياز مخاطبان آنها را ترجمه كنيم. پس نبايد اسم سانسور روي آن گذاشته شود. در حقيقت، در اين حالت مطالب را متناسب با شرايط اجتماعي خودمان تغيير مي‌دهيم. گاه اين تغييرات كاملا مطلوب است.

شايگان گفت: دوستي مي‌گفت وقتي فيلمي را ترجمه مي‌كنيد فرض كنيد داستان آن را مي‌خواهيد براي محارم خود تعريف كنيد. از همان واژه‌ها و محدوديت‌ها استفاده كنيد.

سرگروه بخش داستاني نيز گفت: كلمه سانسور معناي خاصي دارد. سانسور را معمولا براي تثبيت قدرت دولت‌ها به كار مي‌گيرند و معناي سياي دارد. در اين حالت دولت مي‌خواهد مردم از مطلبي كه ممكن است پايه‌هاي قدرت را سست كند مطلع نشوند اما گاهي اين سانسور براي حفظ قدرت صورت نمي‌گيرد بلكه منافع عام در نظر گرفته شده چرا كه براساس ارزش‌هاي حاكم در جامعه تشخيص مي‌دهند مطالبي كه در فلان فيلم گفته مي‌شود اين ارزشها را زيرپا گذاشته و آزار مي‌دهد پس اين مطالب را بر مي داريم البته برداشتن اين مطالب و تلطيف قضيه بايد ماهرانه انجام شود.

شايگان درباره ماهرانه انجام شدن اين تغييرات گفت: افرادي كه وظيفه متناسب سازي مطالب را عهده دارند بايد از اوضاع اجتماعي، مسايل تاريخي و موضوع فيلم اطلاع كافي داشته و از معلومات عمومي با كلامي بهره‌مند باشند در غير اينصورت واژه‌ها و روابطي از فيلم‌ را بر مي‌دارند كه هيچ ضرري براي كسي ندارد تغيير تك واژه‌هايي مثل شراب، مشروب ، عشق و غيره فيلم‌ها را بي‌اعتبار مي‌كند. ويراستارها بايد اين آگاهي را نيز داشته باشند كه ايجاد تغييرات در داستان‌هاي معروف دنيا به هيچ وجه جايز نيست نبايد در فيلم هايي مثل جنايات و مكافات، بينوايان و يا فيلم‌هاي تاريخي تغييري در روند داستان يا روابط انسان‌ها بوجود آوريم كه ابدا جايز نيست

This blog is formerly "Notes of a Translator". Locations of visitors to this page