14.11.10

سگ لعنتی وق وق می کند. آلن می گوید یکی باید سگ را بدواند. پیرزن خودش را هم نمی تواند تکان دهد. تکلیف این سگ و پیرزن چیست؟

کوچه باریک و سر پایین است. دیوارها قدیمی است. رنگش زرد است. جلوی هر پنجره بالکنی کوچک هست به اندازه یک متر در یک متر. دختری ایستاده سیگار دود می کند. دختری دیگر پشت بار ایستاده و سیگار دود می کند. کوچه خلوت است و هر دو دختر رفته اند. تکلیف گل دودخورده روی بالکن و پیراهن پشمی دختر توی بار چه می شود؟

0 comments: