سرخپوست خوب، مترجم خوب
سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است. این را بعضی از احمقها گفته اند.اما مترجم خوب، مترجمی است که مرده است. این هم از آن حرفهای احمقانه ای است که بعضی ها در ایران می زنند. اصلا از این دست حرفهای احمقانه تا دلتان بخواهد درباره ترجمه در ایران می زنند، و آنهایی که این حرفها را می زنند ککشان هم نمی گزد (تازه اگر بگزد چه می شود، کی می آید حالا صحت و سقم چرندیات آنها را بررسی کند!). جالبتر اینکه آنهایی که این حرفها را می زنند خودشان سالهاست مرده اند و بعد از رساله دکترایشان حتی یک مقاله معتبر بین المللی ندارند، البته مقالات درپیتی در مجلات خودشان چاپ می کنند که بیشتر بدرد دستمال توالت می خورد. همین آدمها هم مثل مور و ملخ دارند صحنه مطالعات ترجمه را پر می کنند بدون اینکه حتی اسباب این کار را داشته باشند.
راستی اگر کشته مرده رمانهایی در باره سرخپوستها هستید، بروید سراغ آلکسی شرمن که انصافا خوب هم نوشته، و ترجمه فارسی برخی آثارش هم در ایران منتشر شده. خواندن این دست رمانها بهتر از خواندن بسیاری از نشریات ترجمه در ایران است. تا بعد.
A note on how the dead Indian is seen to be similar to the dead, good translator in Iran and the joy of reading Alexi Sherman's novels rather some so-called TS journals
0 comments:
Post a Comment